دنیای مجازی : خیلی دور خیلی نزدیک
نمی دانم قسمتم هست بنویسم یا نه . الان چند روزی هست با "هوس نوشتن" ام جنگیده ام و سعی کرده ام با کم نوشتن خودم را راضی کنم . تا این نصفه شب . که دوام نیاورده ام و کورکورانه مثل آدم های مریض در تاریکی محض جلوی کامپیوتر نشسته ام و نوشته ام . خانه مجردی که نیست! آدم بتواند یک آهنگ هم کنارش بیندازد و خدا را چه دیدی چراغ را هم روشن کند! باز دوباره صبح شد ... من هنوز بیدارم...کاش می خوابیدم...تورو خواب می دیدم!
قبل از این که بروم در دستشویی خلوت کنم پر از نوشته های رنگارنگ بودم اما چه فایده الان دیگر آن حس سنگینی اولیه را ندارم .
پاورقی : خودنویس - این نوع شیوه نوشتنه خودنویس است که نگارنده سطور با عرض پوزش درج نظراتش را غیر فعال می کند
+ نوشته شده در چهارشنبه نهم آذر ۱۳۹۰ ساعت 4 توسط حروف چین
نوشتن ، نامه ای از درون به خود است . شاید اگر نوار قلبی و نوار مغزی می توانند نشان دهند که وضعیت جسم یک آدم چگونه است نوشتن بتواند نشان دهد روح یک نویسنده چقدر سالم یا بیمار است . نوشتن نه فراموش کردن است و نه به یاد آوردن . نوشتن فاصله میان این دو کلمه است . نوشتن مثل بستن یک زخم و یا در آوردن یک گلوله است . از نوشتن نمی ترسم . همیشه برای نشان دادن پشت صحنه یک زندگی باید نوشت . و در پشت صحنه هیچ کس ادا در نمی آورد . من نه به عنوان یک نویسنده و نه به عنوان کسی که می نویسد هیچ ادعایی ندارم و نخواهم داشت . تنها در دردی که سالهاست به جان دستانم افتاده دائما تکانش می دهم و بدون اینکه بخواهم کلمات را به کاغذ تزریق می کنم . گاه برای خودم . گاه برای یک اتفاق . گاه برای یک عشق و گاه برای هیچ چیز ...تنها می نویسم حتی اگر کاغذهایم را بسوزانم ، بسوزانند . . .